کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : اغماط
تلفظ بین المللی :
/ˈaːq1mˈɑt/
تلفظ :
['a:q1m'At]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
قابل اغماض
اغماء
اغماض کردن
اغماض کننده
فهرست اغلاط
اغلاط
اغما
اغماد
اغمار
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
اغماط. [ اِ ] ( ع مص ) پیوسته بودن و برچسبیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). پیوسته و لازم شدن. ( از اقرب الموارد ). || پیوسته بودن تب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
کلمات مرتبط
قابل اغماض
اغماء
اغماض کردن
اغماض کننده
فهرست اغلاط
اغلاط
اغما
اغماد
اغمار
نظرات