Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اغش

تلفظ بین المللی : /ˈaːq1ʃ/ تلفظ :‌ ['a:q1S]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • آغُش
  • آغش
  • اغش و هادان
  • اغش وهادان
  • قنات بی اغش
  • چسبناک کردن اغشتن
  • گلو درد به اغشاء کاذب
  • اغشاء
  • آغشتن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( آغش ) آغش. [ غ ُ ] ( اِ ) مخفّف آغوش.

فرهنگ فارسی

( آغش ) آغش و هادان در زمان کیخسرو حاکم گیلان طبرستان بود . وی در جنگ ایران و توران با [ شیده ] پسر افراسیاب و [ گرسیوز ] برادر او بجنگید و پیروز شد . مرداویج بن زیار نسب خود را به آغش می رساند .( اسم ) ۱ - میان دو دست فراهم آورده چون از آن دو دایره واری سازند بغل . ۲ - آن مقدار از گیاه چوب کاغذ و مانند آن که به آغوش توان برداشت بغل : یک آغوش . یا به آغوش کشیدن . در میان دو دست فراهم آوردن بخود چس...

کلمات مرتبط

  • آغُش
  • آغش
  • اغش و هادان
  • اغش وهادان
  • قنات بی اغش
  • چسبناک کردن اغشتن
  • گلو درد به اغشاء کاذب
  • اغشاء
  • آغشتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات