Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اغراق

تلفظ بین المللی : /ˈeq1rɑq1/ تلفظ :‌ ['eq1RAq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • اغراق امیز کردن
  • اغراق گفتن
  • اغراق گفتن در
  • اغراق گو
  • اغراق گویی
  • اغراق آمیز
  • اغراق امیز
  • اغراق کردن
  • اغراق ملک
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

اغراق . [ ] (اِخ ) سیف الدین از امرای ترک سلطان جلال الدین منکبرنی . رجوع به جهانگشای جوینی ج 1 ص 106 و 109 شود.

اغراق. [ اِ ] ( ع مص ) غرقه کردن. یقال : اغرقه فی الماء فغرق. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). غرق کردن. ( غیاث الل...

فرهنگ عمید

۱. زیاده روی کردن در توصیف کسی یا چیزی.
۲. (ادبی ) در بدیع، مبالغه و افراط و زیاده روی در مدح یا ذم کسی یا چیزی، گزاف گویی، مانند این شعر: هرگز کسی نداد بدینسان نشان برف / گویی که لقمه ای ست زمین در دهان برف (کمال اسماعیل: ۴۰۷ ).

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) غرق کردن . ۲ - (اِمص . ) مبالغه کردن .

دانشنامه آزاد فارسی

اِغراق(در لغت به معنی کشیدن کمان) اصطلاحی در بدیع. بزرگ نمایی و افراط در سخن که عقل آن را بپذیرد، اما وقوع آن ممکن به نظر نیاید: زان مِی که گر سرشکی از آن درچکد به نیل/صد سال مست باشد از بوی او نهنگ (رودکی). بسیاری از تعبیرات روزمره اغراق آمیزند. مثل «سیل اشک» یا «علف زیر پا سبز شدن».wikijoo: اغراق...

فرهنگ فارسی

غرق کردن ، مبالغه کردن، مبالغه وافراط وزیاده روی درمدح یاذم کسی یاچیزی ، گزافگویی
۱ - غرق کردن . ۲ - ( اسم ) مبالغه و افراط در مدح یا ذم کسی . ۳ - گزاف گویی . جمع : اغراقات .
سیف الدین از امرای ترک سلطان جلال الدین منکبرنی .

دانشنامه عمومی

اغراق یا مبالغه از آرایه های ادبی است، ادعای وجود ویژگی را در کسی یا در چیزی میگویند؛ به اندازه ای که به دست آوردن آن ویژگی برای آن کس یا چیز به آن اندازه، ناممکن باشد. اغراق عموماً باعث خیال انگیز شدن شعر و نثر می شود. شاعر به یاری اغراق، معانی بزرگ را خرد و معانی خرد را بزرگ می نمایاند. زیبایی اغراق در این است که غیرممکن را به گونه ای ادا کند که ممکن به نظر رسد. اغراق، مناسب ترین آرایهٔ ادبی برا...

مترادف و متضاد

افراط، غلو، گزافه، مبالغه ≠ واقع

exaggeration (اسم)مبالغه، اغراق، غلو، گزافه گوییhyperbole (اسم)مبالغه، گزاف گویی، اغراق، غلو، صنعت اغراقextravaganza (اسم)گزاف گویی، اغراق، فانتزی، اثر خیالی، اثر یا تصنیف از یک شخصیت خیالیoverstatement (اسم)اغراق، غلو، گزافه گویی...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اغراق در لغت معنی سفت کشیدن کمان است و در اصطلاح بدیع زیاده روی نامعقولی است در توصیف کس یا چیزی.در اغراق گوینده با تصرف ذهنی خود، حالت یا صفتی را از وضع طبیعی و عادی که دارد، کوچک تر یا بزرگ تر جلوه می دهد و بدین ترتیب تصویری در ذهن خواننده یا شنونده به وجود می آورد؛ از این رو آنچه حد زیبایی یا قابل قبول بودن اغراق را تعیین می کند، صرف دوری یا نزدیکی آن به واقعیت نیست؛ بلکه زیبایی و تن...

واژه نامه بختیاریکا

شُتور

کلمات مرتبط

  • اغراق امیز کردن
  • اغراق گفتن
  • اغراق گفتن در
  • اغراق گو
  • اغراق گویی
  • اغراق آمیز
  • اغراق امیز
  • اغراق کردن
  • اغراق ملک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات