Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اغتسال

تلفظ بین المللی : /ˈaːq1tsɑl/ تلفظ :‌ ['a:q1tsAl]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • اغتیال
  • انتسال
  • احتسال
  • اغتزال
  • اغتلال
  • اغسال
  • امتسال
  • رهبندی اتصال کوتاه
  • رهدهی اتصال کوتاه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

اغتسال. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) شستن و غسل کردن. ( فرهنگ نظام ). غسل آوردن : اغتسل بالماء؛ غسل آورد. ( منتهی الارب ).غسل کردن با آب. ( ناظم الاطباء ). تن را شستن : غسل الرجل ؛ غسل بدنه. ( از اقرب الموارد ). || خوشبویی آلودن. ( آنندراج ). خوشبوی آلودن : اغتسل بالطیب ؛خوشبوی آلود. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ببوی خوش آلوده شدن : اغتسل بالطیب ؛ تضمخ. ( از اقرب الموارد ). || خوی کردن اسب. ( منتهی ال...

فرهنگ عمید

غسل کردن، سر و تن شستن، شست وشو کردن.

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع . ] (مص م . ) سر و تن شستن ، شستن .

فرهنگ فارسی

غسل کردن، سروتن شستن، شستشوکردن
( مصدر ) ۱ - سرو تن شستن . ۲ - ( اسم ) تن شویی شست و شو .

کلمات مرتبط

  • اغتیال
  • انتسال
  • احتسال
  • اغتزال
  • اغتلال
  • اغسال
  • امتسال
  • رهبندی اتصال کوتاه
  • رهدهی اتصال کوتاه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات