معانی کلمه : اعوجاج
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. کج شدن، کجی.
۲. پیچیدگی.
۲. پیچیدگی.
فرهنگ معین
(اِ وِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . )کج شدن . ۲ - ( اِمص . ) کج ی ، ناراستی .
فرهنگ فارسی
تغییری ناخواسته در شکل موج
کج شدن ، کجی، پیچیدگی
۱ - ( مصدر ) کژ شدن کج گردیدن . ۲ - ( اسم ) کجی کژی ناراستی پیچیدگی . جمع : اعوجاجات
۱ - ( مصدر ) کژ شدن کج گردیدن . ۲ - ( اسم ) کجی کژی ناراستی پیچیدگی . جمع : اعوجاجات
دانشنامه عمومی
چولگی، چولش.
مشوش،با در هم آمیختگی، نامنظم
مترادف و متضاد
انحنا، پیچیدگی، کجی، کژی، نادرستی، ناراستی
distortion (اسم)
تحریف، اعوجاج
فرهنگستان زبان و ادب
{distortion} [مهندسی مخابرات] تغییری ناخواسته در شکل موج
