معانی کلمه : اعقاب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
عقب#NAME?
= عقب
فرهنگ معین
( اَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ عَقِب . ۱ - بازماندگان . ۲ - فرزندان آینده .
فرهنگ فارسی
فرزندان، فرزندزادگان، نوادگان، بازماندگان، جمع عقب
( اسم ) جمع عقب . ۱ - بازماندگان نوادگان فرزندان . ۲ - پاشنه ها .
بنوبت سوار شدن یکدیگر . بنوبت بر نشستن با کسی .
( اسم ) جمع عقب . ۱ - بازماندگان نوادگان فرزندان . ۲ - پاشنه ها .
بنوبت سوار شدن یکدیگر . بنوبت بر نشستن با کسی .
مترادف و متضاد
بازماندگان، خانواده، خویشان، دودمان، سلاله، طایفه، قبیله، قوم
