Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اعظم ملک

تلفظ بین المللی : /ˈaʔzam mˈelk/ تلفظ :‌ ['a?zam m'elk]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • اعظم الملک
  • اعلم الملک
  • اعظم
  • اعظم طالقانی
  • اعظم آباد
  • اعظم اباد
  • اعظم شاه
  • اعظم اخوندی
  • اعظم السادات فراحی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

اعظم ملک. [ اَ ظَ م َ ل ِ ] ( اِخ ) پسر عمادالدین والی بلخ. وی بکمک ملک شیر حکمران کابل بغزنه حمله برده آن شهر را از عمدةالملک برادر رضی ملک گرفت ودر آنجا مقام کرد. این حکمران با سپاهیان چنگیز زدوخوردهایی داشته است. ( از تاریخ مغول عباس اقبال ص 60،62، 66 ). جوینی مؤلف جهانگشا آرد: اعظم ملک که پسر عمادالدین بلخ بود و ملک شیر که حاکم کابل بود با لشکری غوری که بر ایشان مجتمع شده بودند بغزنه آمدند و ...

فرهنگ فارسی

پسر عماد الدین والی بلخ

کلمات مرتبط

  • اعظم الملک
  • اعلم الملک
  • اعظم
  • اعظم طالقانی
  • اعظم آباد
  • اعظم اباد
  • اعظم شاه
  • اعظم اخوندی
  • اعظم السادات فراحی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات