کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اعطاء | کلماتور
معانی کلمه : اعطاء
تلفظ بین المللی :
/eʔtˈɑ/
تلفظ :
[e?t'A]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
اعطاء کردن
اعطاء کننده
امتیاز مخصوصی اعطا کردن
اعضاء تناسلی
اعطا کردن
اعطا کردن به
اعطای نشان
اعطایی
حقوق مدنی اعطا کردن به
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
اعطاء. [ اِ ] ( ع مص ) همدیگر گرفتن. ( منتهی الارب ). از همدیگر گرفتن. ( ناظم الاطباء ). همدیگر دادن و گرفتن. ( آنندراج ). || دادن و عطانمودن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). عطا نمودن. ( آنندراج ). دادن. بخشیدن. ( منتخب از غیاث اللغات ). دادن عطا بکسی. ( از اقرب الموارد ). وفد. ارفاد. ارزانی. ( یادداشت بخط مؤلف ). || گردن نهادن ، یقال : اعطی البعیر؛ ای انقاد و لم یستصعب. ( منتهی الارب ) ( ناظم...
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) بخشیدن ، دادن . ۲ - (اِمص . ) بخشش ، دهش .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
condescension (اسم)واگذاری، مدارا، اعطاءbestowal (اسم)بخشش، اعطاءconferment (اسم)اعطاء، تفویضconcession (اسم)اعطاء، امتیاز، امتیاز انحصاری...
کلمات مرتبط
اعطاء کردن
اعطاء کننده
امتیاز مخصوصی اعطا کردن
اعضاء تناسلی
اعطا کردن
اعطا کردن به
اعطای نشان
اعطایی
حقوق مدنی اعطا کردن به
نظرات