Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اعضاء

تلفظ بین المللی : /ˈaʔzɑ/ تلفظ :‌ ['a?zA]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینمترادف و متضاد
  • اعضاء تناسلی
  • اعضاء آلیه
  • اعضاء اصلیه
  • اعضاء الیه
  • اعضاء تناسل
  • اعضاء خادمه
  • اعضاء رئیسه
  • اعضاء غیررئیسه ٔ
  • اعضاء غیررئیسه ٔ غیرمرئوسه
لغت نامه دهخدافرهنگ معینمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

اعضاء. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ عُضو، اندام و هر گوشت فراهم آمده در استخوان. ( منتهی الارب ). ج ِ عُضوو عِضو، اندام و هر گوشت فراهم آمده در استخوان. ( آنندراج ). ج ِ عُضو که گاه عِضو نیز گویند، یعنی هر گوشت فراوان به استخوان برآمده و گفته اند هر استخوان فراوان در گوشت هر جزء بدن مانند: دست ، پا، گوش و جز آن. ( از اقرب الموارد ). ج ِ عُضو. ( دهار ). ج ِ عُضو و عِضو. اندام. آلات. ( ناظم الاطباء ). عضوها ...

فرهنگ معین

( اَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ عضو. ۱ - اندام ها. ۲ - کارمندان .

مترادف و متضاد

staff (اسم)
تیر، هیئت، چوب پرچم، پرسنل، کارکنان، کارمندان، چوبه، اعضاء، چوب بلند، افسران و صاحب منصبان

کلمات مرتبط

  • اعضاء تناسلی
  • اعضاء آلیه
  • اعضاء اصلیه
  • اعضاء الیه
  • اعضاء تناسل
  • اعضاء خادمه
  • اعضاء رئیسه
  • اعضاء غیررئیسه ٔ
  • اعضاء غیررئیسه ٔ غیرمرئوسه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات