اعزل . [ اَ زَ ] (اِخ ) نام آبی است در وادیی از دیار بنی کلب . (از معجم البلدان ): لمن الدیار کأنها لم تحلل بین الکناس و بین طلح الاعزل .
جریر (از معجم البلدان ).
و برای تفصیل بیشتر به همان کتاب رجوع شود. اعزل . [ اَ زَ ] (ع ص ) ریگ توده ٔ جداگانه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ریگ زار تنهای جدامانده . (از اقرب ال...
فرهنگ عمید
۱. ریگ. ۲. تودۀ جداگانه. ۳. (صفت ) ویژگی ابر بی باران. ۴. (صفت ) مرد بی سلاح.
فرهنگ معین
(اَ زَ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - ابر بی باران . ۲ - مرد بی سلاح .
فرهنگ فارسی
ریگ توده جداگانه ، ابربی باران ، مردبی سلاح، اعزال جمع ( صفت ) ۱ - ابر بی باران . ۲ - مرد بی سلاح . یا سماک اعزل . نام آبی است در وادیی از دیار بنی کلب .