Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ اعزام کردن

تلفظ بین المللی : /eʔzˈɑm kˈardan/ تلفظ :‌ [e?z'Am k'aRdan]
مترادف و متضاد
  • با گیوتین اعدام کردن
  • اعدام کردن
  • اعلام بی تقصیری کردن
  • اعلام جرم کردن
  • اعلام کردن
  • غیرقانونی اعلام کردن
  • قبلا اعلام کردن
  • اعزاز کردن
  • ابرام کردن
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

dispatch (فعل)کشتن، فرستادن، اعزام کردن، روانه کردن، گسیل داشتن، گسیل کردن، اعزام داشتن، مخابره کردنdetach (فعل)جدا کردن، سوا کردن، اعزام کردنsend out (فعل)خارج کردن، فرستادن، اعزام کردن، صادر کردن...

کلمات مرتبط

  • با گیوتین اعدام کردن
  • اعدام کردن
  • اعلام بی تقصیری کردن
  • اعلام جرم کردن
  • اعلام کردن
  • غیرقانونی اعلام کردن
  • قبلا اعلام کردن
  • اعزاز کردن
  • ابرام کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات