کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : اعزام کردن
تلفظ بین المللی :
/eʔzˈɑm kˈardan/
تلفظ :
[e?z'Am k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
با گیوتین اعدام کردن
اعدام کردن
اعلام بی تقصیری کردن
اعلام جرم کردن
اعلام کردن
غیرقانونی اعلام کردن
قبلا اعلام کردن
اعزاز کردن
ابرام کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
dispatch (فعل)کشتن، فرستادن، اعزام کردن، روانه کردن، گسیل داشتن، گسیل کردن، اعزام داشتن، مخابره کردنdetach (فعل)جدا کردن، سوا کردن، اعزام کردنsend out (فعل)خارج کردن، فرستادن، اعزام کردن، صادر کردن...
کلمات مرتبط
با گیوتین اعدام کردن
اعدام کردن
اعلام بی تقصیری کردن
اعلام جرم کردن
اعلام کردن
غیرقانونی اعلام کردن
قبلا اعلام کردن
اعزاز کردن
ابرام کردن
نظرات