معانی کلمه : اعراق
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
عِرق#NAME?
= عِرق
فرهنگ معین
( اَ ) [ ع . ] ( اِ. ) جِ عِرق . ۱ - رگ ها. ۲ - کوه های بلند. ۳ - ریشه های درخت .
فرهنگ فارسی
جمع عرق به معنی رگ، ریشه، اصل چیزی
( اسم ) جمع عرق ۱ - رگها وریدها . ۲ - اصلها .
بعراق رفتن . رفتن بعراق بعراق شدن .
( اسم ) جمع عرق ۱ - رگها وریدها . ۲ - اصلها .
بعراق رفتن . رفتن بعراق بعراق شدن .
