اعراب . [ اَ ] (ع اِ) عربان صحرانشین . به این معنی لفظ جمعی است که مفرد ندارد. (قاموس و صراح و لطائف و کنز از غیاث اللغات ) (آنندراج ). تازیان بیابان باش . ج ، اَعاریب . این کلمه جمع عرب نیست بلکه اسم جنس است . (ناظم الاطباء). ج ِ اعرابی . (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ). مردم تازی بیابان باش . (بحر الجواهر). اهالی بادیه . الواحد اعرابی . (مهذب الاسماء نسخه ٔ خطی ). بصورت جمع، تازیان بیابان باش...
فرهنگ عمید
۱. = اعرابی ۲. عربها؛ تازیان.
۱. آشکار و روشن ساختن. ۲. فصیح سخن گفتن؛ درست بیان کردن. ۳. کلمۀ عجمی را عربی کردن. ۴. (اسم) حرکاتِ حروف یا کلمات (فتحه، کسره، ضمه، مد، و تشدید) که در بالا یا زیر کلمات قرار میگیرد.
۱. آشکار و روشن ساختن.۲. فصیح سخن گفتن، درست بیان کردن.۳. کلمۀ عجمی را عربی کردن.۴. (اسم ) حرکاتِ حروف یا کلمات (فتحه، کسره، ضمه، مد، و تشدید ) که در بالا...
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) درست سخن گفتن . ۲ - ( اِ. ) حرکت حرف آخر در کلمات عربی . ۳ - حرکات حروف در کلمات .
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) آشکار کردن . ۲ - درست بیان کردن فصیح سخن گفتن . ۳ - ( مصدر ) واضح کردن حرکت حرف آخر . ۴ - ( اسم ) حرکت حرف آخر در کلمات عربی . ۵ - حرکات حروف را در کلمات اعراب گویند ( بجای شکل در عربی ) . یا محلی از اعراب ندارد . جایی ندارد اهمیتی بدو نمیدهند
دانشنامه عمومی
اعراب می تواند در پیوند با یکی از موردهای زیر باشد:اِعراب گذاری، نشانه گذاری های حروف در الفبای عربی و فارسیاَعراب جمع مکسر اِعرابی به معنای عرب بادیه نشین که در فارسی مجازاً به صورت جمع به همه مردم عرب اطلاق می گرددجهان عرب، بخشی از جهان که مردمان آن عرب زبانندwiki: اعراب...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] إعراب. اِعْراب ، مهم ترین و بحث انگیزترین موضوع در نحو زبان عربی ، تا جایی که برخی آن را نحو و نحو را اِعراب خوانده اند. از نظر لغوی ، واژه دارای معانی مختلفی است . رایج ترین معنی لغوی آن «واضح ساختن » است. از دیگر معانی آن ، «سخن زشت گفتن» و «باز داشتن ازسخن زشت » است؛ از این رو، آن را از واژه های اضداد شمرده اند. wikifeqh: اصل وجود اعراب را در زبان عربی ِ کهن و به طور خاص زبان فصیح ...