اعتماد. [ اِ ت ِ ] (اِخ ) یکی از شعرای خراسان است . وی در شیراز میزیسته و از اشعار اوست : بیاد لعل تو چشمم ز اشک پرگهر است گر این نثار ترا لایق است در نظر است .
(از قاموس الاعلام ترکی ).
اعتماد. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) بشب سیر کردن گرفتن ، یقال : اعتمد لیلته ؛ بشب سیر کردن گرفت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بشب بر مرکب سیر سوار شد...
فرهنگ عمید
۱. تکیه کردن، پشت گرمی، وثوق. ۲. متکی شدن به کسی و کاری را به او سپردن، واگذاشتن کار به کسی.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) تکیه کردن . ۲ - برگزیدن . ۳ - کاری را به کسی واگذاشتن . ۴ - (اِمص . ) اطمینان .
فرهنگ فارسی
تکیه کردن، متکی شدن بکسی وکاری رابی گمان باوسپردن، واگذاشتن کاربکسی ۱ - ( مصدر ) تکیه کردن بر. ۲ - واگذاشتن کار بکسی . ۳ - سپردن چیزی را بکسی . ۴ - ( اسم ) وثوق اطمینان . یا اعتماد بنفس اتکائ بخود بخویشتن متکی بودن . یا رائ ی اعتماد . رائ یی که وکلای مجلس بدولتی که مایلند بر سر کار بماند بعد از استیضاح میدهند مقابل رائ ی عدم اعتماد . یکی از شعرای خراسان است
دانشنامه عمومی
اعتماد به معنی اطمینان کردن و وثوق داشتن است و می تواند به موارد زیر اشاره کند:اعتماد (فیلم ۱۹۹۰)، فیلم هال هارتلیاعتماد (فیلم ۲۰۰۳)، فیلم جیمز فولیاعتماد (فیلم ۲۰۱۰)، فیلم دیوید شویمرwiki: انگلیسی و اسپانیایی منتشر شد.wiki: دیوید شویمر است که در سال ۲۰۱۰ منتشر شد.۱۰ سپتامبر ۲۰۱۰ (۲۰۱۰-09-۱۰) (TIFF)۱ آوریل ۲۰۱۱ (۲۰۱۱-04-۰۱)دختری نوجوان توسط شکارچی جنسی از طریق اینترنت مورد هدف قرار می گیرد…wiki: ا...
نقل قول
اعتماد • «اگر به کسی اعتماد نداری از او پرهیز کن.»