کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : اعتراء
تلفظ بین المللی :
/ˌeʔtarˈɑ/
تلفظ :
[,e?taR'A]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
رأی اعتراضی
قابل اعتراض
اعتراض به صلاحیت دادگاه
اعتراض داشتن بر
اعتراض پذیر
اعتراض کردن
اعتراض کننده
اعتراف به شکست
اعتراف به گناه
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
اعتراء.[ اِ ت ِ ] ( ع مص ) فروگرفتن احسان گیرنده را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بمعنی اعترار نیز آمده است. صاحب نشوءاللغه آرد: و قد جاء الاعترار فی لغتنا کالاعتراء، فقد رأینا ان المعتر هو الفقیر المعترض للمعروف من غیر ان یسأل. ( نشوءاللغة ص 61 ). || فروگرفتن مهمان میزبان را. || فروگرفتن کارکسی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). فروگرفتن. ( یادداشت بخط مؤلف ). || اراده چیزی کردن. || پی...
کلمات مرتبط
رأی اعتراضی
قابل اعتراض
اعتراض به صلاحیت دادگاه
اعتراض داشتن بر
اعتراض پذیر
اعتراض کردن
اعتراض کننده
اعتراف به شکست
اعتراف به گناه
نظرات