اعتذار. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) شکایت نمودن. || منقطع شدن آب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). قطع شدن آبها. ( از اقرب الموارد ). || بکارت زائل کردن. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). زائل کردن بکارت. ( ناظم الاطباء ). دوشیزگی ببردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ). || دو شمله گذاشتن عمامه را. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ناپدید کردن نشان عمارت و جز آن. (...
فرهنگ عمید
عذر خواستن، پوزش.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) پوزش خواستن . ۲ - گِلِه کردن . ۳ - (اِمص . ) پوزش .
فرهنگ فارسی
عذرخواستن، باع رشدن ، پوزش ۱ - ( مصدر ) پوزش گرفتن پوزش خواستن عذر خواستن . ۲ - شکایت کردن . ۳ - ( اسم ) پوزش . جمع : اعتذارات . ماخوذ از تازی عذر پوزش و معذرت .
مترادف و متضاد
بهانهطلبی، پوزش، پوزشخواهی، عذرخواهی، معذرت
apology(اسم)
عذرخواهی، پوزش، مدافعه، اعتذار
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] اعتذار یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای خطابه در مقام دفاع از امر واقع شده در مشاجرات است.هر گاه خطابه در اطراف امری ایراد شود که در گذشته موجود شده است، دو صورت دارد: ۱. امر موجود شده، مفید بوده است و خطیب هم منفعت های به دست آمده را از آن تقریر می کند؛ بی گمان شنونده را نزاع و انکاری در آن نیست و این گونه خطابه در حقیقت، ستایش و سپاس گویی از گذشته است؛ به این سب...