اطواق. [ اَطْ ] ( ع اِ )ج ِ طوق ، گردن بند و هرچه گرد چیزی دیگر باشد. ( فرهنگ نظام ) ( از آنندراج ). ج ِ طوق ، گردن بند و هرچه گرد گیرد چیزی را . ( منتهی الارب ). || شیر یا آبی که در درون ثمر نارجیل است و هو مسکر جداً معتدلاً ما لم یبرز شاربه للریح فان برز افرط سکره و اذا ادامه من لم یعتده افسد عقله فان بقی الی الغد کان اثقف خل. ( منتهی الارب ). شیر نارجیل ، گویند بشدت مسکر است. ( ناظم الاطباء ). ...
فرهنگ عمید
طوق#NAME?
= طوق
فرهنگ فارسی
گردن بندها، جمع طوق ( اسم ) جمع طوق گردن بندها . پوشیدن طوق . تطوق