کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : اطرخمام
تلفظ بین المللی :
/ˈaːtraxmˈɑm/
تلفظ :
['a:tRaxm'Am]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
اطخمام
اطرغمام
اطرهمام
اطلخمام
اجلخمام
اخمام
ادرهمام
ارثمام
ارخام
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
اطرخمام. [ اِ رِ ] ( ع مص ) کند گردیدن بینایی شخص. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || سخت تاریک و سیاه شدن شب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). سیاه شدن شب. ( از اقرب الموارد ). || تکبر کردن و بزرگ منشی نمودن.( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). گردنکشی کردن. ( زوزنی ). صاحب اقرب الموارد در ذیل اسم فاعل آن ( مطرخم ) معانی مضطجع ( بر بستر خواب...
کلمات مرتبط
اطخمام
اطرغمام
اطرهمام
اطلخمام
اجلخمام
اخمام
ادرهمام
ارثمام
ارخام
نظرات