معانی کلمه : اضعاف
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
ضِعف#NAME?
= ضِعف
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - سُست کردن ، ضعیف کردن . ۲ - دو برابر کردن .
فرهنگ فارسی
ضعیف کردن، سست کردن ، دوچندان کردن چیزی را، دوبرابرکردن، جمع ضعف به معنی دوچندان، دوبرابر
( مصدر ) ۱ - سست کردن ضعیف ساختن . ۲ - دو چندان کردن چیزی را .
جمع ضعف . دو چندها . جمع ضعف بمعنی دو چندان و زیادتر . دو چندان ها . دو برابر ها . چندین برابر .
( مصدر ) ۱ - سست کردن ضعیف ساختن . ۲ - دو چندان کردن چیزی را .
جمع ضعف . دو چندها . جمع ضعف بمعنی دو چندان و زیادتر . دو چندان ها . دو برابر ها . چندین برابر .
