معانی کلمه : اضحیه
لغت نامه دهخدا
اضحیة. [ اِ ی َ ] (ع ص ) شب روشن . (از اقرب الموارد). اضحیانة. رجوع به اضحیانة شود.
فرهنگ عمید
گوسفندی که در روز عید قربان ذبح می شود، گوسفند قربانی.

اضحیة. [ اِ ی َ ] (ع ص ) شب روشن . (از اقرب الموارد). اضحیانة. رجوع به اضحیانة شود.