معانی کلمه : اضافات
لغت نامه دهخدا
اضافات. [ اِ] ( ع اِ ) ج ِ اضافة. اضافتها. اضافه ها. رجوع به اضافه و اضافة و اضافت شود. || در تداول زبان محاوره امروز، اضافات را بر اضافه حقوقها اطلاق کنند و گویند: اضافات را می پردازند. یا اضافات را تصویب کردند. رجوع به اضافه و اضافه حقوق ( ذیل اضافه ) شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع اضافه افزودنها افزودنیها زیادتی ها .
جمع اضافه اضافتها اضافه ها . یا در تداول زبان محاوره امروز اضافات را بر اضافه حقوقها اطلاق کنند و گویند : اضافات را می پردازند . یا اضافات را تصویب کردند .
جمع اضافه اضافتها اضافه ها . یا در تداول زبان محاوره امروز اضافات را بر اضافه حقوقها اطلاق کنند و گویند : اضافات را می پردازند . یا اضافات را تصویب کردند .
مترادف و متضاد
surplusage (اسم)
اضافی، افزونی، اضافات
