Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اصیله

تلفظ بین المللی : /ˈaːsilˌeː/ تلفظ :‌ ['a:sil,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • اصیله حماه
  • الاصول الاصیله
  • ذات الاثیله
  • ذات ایله
  • از نژاد اصیل
  • از نژاد غیر اصیل
  • اسب اصیل عربی
  • اصیل زاده
  • اصیل زاده المانی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

اصیلة. [ اَ ل َ ] (ع اِ) هلاک و موت . (منتهی الارب )(آنندراج ). هلاک و مرگ ، چون اصیل . اوس بن حجر گوید:خافوا الاصیلة و اعتلت ملوکهم و حملوا من اذی عزم باثقال . (از تاج العروس ).|| اصل . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || جمیع. همه : جاؤا باصیلتهم ؛ ای باجمعهم . و این گفته ٔ ابن سکیت است که زمخشری نقل کرده است . (از تاج العروس ). اصیلةالرجل ؛ جمیع مال با نخلستان او. (منتهی الارب ). اخذه باصیلته ،بنا ب...

فرهنگ فارسی

بصورت های گوناگون در متنهای تازی بدینسان : اصیل اصیلا اصیئه و ارضیلا آمده است .

دانشنامه عمومی

اصیله (به فرانسوی: Asilah) یک شهرک در مراکش است که در طنجه تطوان واقع شده است.
wiki: اصیله

کلمات مرتبط

  • اصیله حماه
  • الاصول الاصیله
  • ذات الاثیله
  • ذات ایله
  • از نژاد اصیل
  • از نژاد غیر اصیل
  • اسب اصیل عربی
  • اصیل زاده
  • اصیل زاده المانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات