کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اصهاب | کلماتور
معنی کلمه : اصهاب
تلفظ بین المللی :
/ˈaːshˈɑb/
تلفظ :
['a:sh'Ab]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ذات الاصابع
ذو اصابع
ذو الاصابع
ذوخمسه اصابع
عین الاصهب
غار اصحاب کهف
مهمات اصابتی
با شدت اصابت کردن
اصابت اتفاق
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
اصهاب. [ اِ ] ( ع مص ) اصهاب فحل ؛ بچه سرخ سپیدی آمیخته آوردن آن. ( منتهی الارب ). بچه سرخ سپیدی آمیخته آوردن. ( ناظم الاطباء ). اصهاب مرد؛ متولد شدن فرزندان صهب برای وی. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به صهب و صهبة و صهوبة شود.
کلمات مرتبط
ذات الاصابع
ذو اصابع
ذو الاصابع
ذوخمسه اصابع
عین الاصهب
غار اصحاب کهف
مهمات اصابتی
با شدت اصابت کردن
اصابت اتفاق
نظرات