معانی کلمه : اصلاح ناپذیر
لغت نامه دهخدا
اصلاح ناپذیر. [ اِ پ َ ] ( نف مرکب ) مقابل اصلاح پذیر. کاری که اصلاح آن میسر نباشد یا کسی که به اصلاح نگراید. اصلاح ناشدنی.
فرهنگ فارسی
مقابل اصلاح پذیر . کاری که اصلاح آن میسر نباشد یا کسیکه باصلاح نگراید .
مترادف و متضاد
incorrigible (صفت)
اصلاح ناپذیر، درست نشدنی، بهبودی ناپذیر
