معانی کلمه : اصطکمه
لغت نامه دهخدا
اصطکمة. [ اُ طُ م َ ] (ع اِ) نانی که در خاکستر گرم پزند. (قطر المحیط). نان که در خاکستر پخته باشند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). نان پخته شده ٔ در زیر خاکستر. (ناظم الاطباء).
فرهنگ فارسی
نانی که در خاکستر گرم پزند . نان که در خاکستر پخته باشند . نان پخته شده در زیر خاکستر .
