اصحاب رای. [ اَ ب ِ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) صاحبان رای.صاحبنظران. خداوندان اندیشه و رای : اصحاب رای به مدارا... گرد خصم درآیند. ( کلیله و دمنه ).برند از جهان با خود اصحاب رای فرومایه ماند بحسرت بجای.سعدی.|| ( اِخ ) حنفیه. اصحاب ابوحنیفه نعمان بن ثابت بن مرزبان کوفی فارسی که آنان را اصحاب قیاس میخواندند زیرا درباره مسائلی که حدیث یا اثری وجود نداشت به رای خود و قیاس رجوع میکردند. اصحاب ابوحنیفه...
دانشنامه آزاد فارسی
اَصحابِ رأیپیروان مذهب فقهی ابوحنیفه، و نیز همۀ فقیهان عراق که طرفدار و پیرو عبدالله بن مسعود بودند. عبدالله بن مسعود را سرسلسلۀ اصحاب رأی دانسته اند. این اصطلاح گاه به صورت های اصحاب الرّأی و القیاس، اولی الرّأی، اصحاب الرّأی و المقائیس، اصحاب الاجتهاد بالرّأی (اصحاب الاجتهاد) و اهل الرّأی، در متون فقهی آمده، و مراد از واژۀ رأی یکی از معانی زیر است: ۱. نظریۀ شخصی که فقیه در مقام قانون گذاری، در م...
فرهنگ فارسی
صاحبان رای . صاحبنظران . خداوند اندیشه و رای . اصحاب رای بمدارا گرد خصم در آیند .
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] اصحاب رأی. اَصْحاب ِ رَأْی ، عنوان پیروان یکی از دو گرایش اصلی در فقه سده های نخستین اسلامی که مروج کاربرد شیوه های اجتهاد الرأی در استنباط فقهی بوده اند.در تاریخ فقه ، فقهای سرزمین عراق ، به ویژه فقیه کوفی ابوحنیفه ، به عنوان نماد این گرایش شناخته می شده اند.wikifeqh: ادله سنن، اخبار ضعیف و غیر ثابت (به زعم خود) را در اثبات سنت نبوی معتبر نمی دانست و در موارد تعارض اخبار، سنت غیر ثاب...