کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : اصبرار
تلفظ بین المللی :
/ˈaːsbarˈɑr/
تلفظ :
['a:sbaR'AR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
با اصرار وادار کردن
اصرار ورزیدن
اصرار کردن
اصرار کردن به
اصرار کننده
به اصرار تقاضا کردن
اغبرار
روضهالاخبار و تحفه الابرار
ریاض الابرار
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
اصبرار. [ اِ ب ِ ] ( ع مص ) شکیبایی کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). اصبرار بر چیزی ؛ صبر کردن بر آن. ( از اقرب الموارد ). بمعنی تصبر. ( قطر المحیط ).
کلمات مرتبط
با اصرار وادار کردن
اصرار ورزیدن
اصرار کردن
اصرار کردن به
اصرار کننده
به اصرار تقاضا کردن
اغبرار
روضهالاخبار و تحفه الابرار
ریاض الابرار
نظرات