Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اشکنبه

تلفظ بین المللی : /ˈaːʃkanbˌeː/ تلفظ :‌ ['a:Skanb,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • اشکوبه
  • آشکوبه
  • اشکمبه
  • اشکنجه
  • اشکنه
  • تک اشکوبه
  • جنگل دانه زاد اشکوبه ای
  • بانجام اشکنه
  • اشکنده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

اشکنبه.[ اِ کَم ْ ب َ / ب ِ ] ( اِ ) شکنبه. کذا فی القنیه. ( مؤیدالفضلا ). شکنبه از انسان و حیوان. ( فرهنگ ضیاء ). شکنبه. ( سروری ). شکم حیوانات علفخوار که در تداول عامه آنرا سیرابی نامند. جُبجُبه. سختو و آن حصه مجوف از بدن جانوران که جای غذای ایشان است و اکنون شکنبه نامیده میشود. حرف نون در لفظ مذکور غنه شده خفیف تلفظ میگردد. ( فرهنگ نظام ) : وقت باشد که شیر شرزه از مردار طعمه سازد و باز سپید با...

فرهنگ عمید

شکمبه#NAME?

= شکمبه

کلمات مرتبط

  • اشکوبه
  • آشکوبه
  • اشکمبه
  • اشکنجه
  • اشکنه
  • تک اشکوبه
  • جنگل دانه زاد اشکوبه ای
  • بانجام اشکنه
  • اشکنده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات