معانی کلمه : اشکارا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
( آشکارا ) ۱ - ( صفت ) هویدا روشن بین بدیهی . ۲ - مشهود مرئی . ۳ - مکشوف . ۴ - بی پرده صریح . ۵ - ( اسم ) علانیه مقابل سر. ۶ - روی ظاهر مقابل باطن .
بی پرده صریح
بی پرده صریح
مترادف و متضاد
aboveboard (قید)
پوست کنده، اشکارا
signally (قید)
اشکارا، بطور برجسته
outright (قید)
اشکارا، کاملا، بی درنگ، یکجا
واژه نامه بختیاریکا
( اِشکارا ) ( ● ) ؛ قدردان؛ سپاسگزار
