Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اشپیختن

تلفظ بین المللی : /ˈaːʃpixˌatan/ تلفظ :‌ ['a:Spix,atan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • اشپیختنی
  • اشپوختن
  • اشپیخته
  • اشبیختن
  • اشپختن
  • اشپیختگی
  • اشپیخنده
  • اشپیخندگی
  • رایت انگیختن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

اشپیختن. [ اِ ت َ ] ( مص ) شپیختن. اشپوختن. اشبوختن. پاشیدن اعم از آب و جز آن. گل نم زدن. ترشح کردن : چوک ز شاخ درخت خویشتن آویخته بانگ کنان تا سحر آب دهان ریخته ابر بهاری ز دور اسب برانگیخته در سم اسبش براه لؤلؤ اشپیخته در دهن لاله باد ریخته و بیخته بیخته مشک سیاه ، ریخته دُرّ ثمین.منوچهری.درویش خاککی است بیخته و آبکی بر آن اشپیخته نه پشت پا را از آن گردی و نه کف پا را از آن دردی.( خواجه عبداﷲ ...

فرهنگ عمید

ریختن و پراکنده کردن چیزی، پاشیدن آب یا چیز دیگر، پاشیدن، افشاندن.

فرهنگ معین

(اِ تَ ) (مص م . ) ۱ - پاشیدن ، ریختن و پراکنده کردن . ۲ - ترشح کردن . اشبیختن و اشپوختن و اشبوختن هم گویند.

کلمات مرتبط

  • اشپیختنی
  • اشپوختن
  • اشپیخته
  • اشبیختن
  • اشپختن
  • اشپیختگی
  • اشپیخنده
  • اشپیخندگی
  • رایت انگیختن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات