Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اشون

تلفظ بین المللی : /ˈaːʃvan/ تلفظ :‌ ['a:Svan]
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیگویش مازنی
  • اشونت
  • اشوند
  • اشونه
  • اشونی
  • حصن اشونه
  • اشوندو
  • اشونو ایم موهلکرایس
  • اشونگ
  • فیلینگن اشونینگن
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

اشون . [ اَش ْ وُ ] (ع اِ) اشؤن . ج ِ شأن ، بمعنی رگ اشک . (منتهی الارب ). رجوع به شأن و اشؤن شود.

اشون . [ ] (اِخ ) نام ستاره ایست بهندی . رجوع به تحقیق ماللهند ص 121 شود.

اشون . [ اَ ش َ وَ ] (اوستایی ، ص ) صفت کلمه ٔ اوستایی اَش َ است که بمعنی «رت » («نظم نیکو» یا «ح...

دانشنامه آزاد فارسی

اَشَوَنمالک راستی و پیرو راستی. در فرهنگ اَوِستایی صفتی است برای اَهورامَزدا، ایزدان، و همه موجودات اهورایی. هنگامی که این صفت برای مردمان به کار برده می شود، معنی پرهیزگار دارد و هنگامی که برای غیر آدمیان استفاده شود به معنی مقدس است. در آیین زردشتی پیرو معتقد راستین مَزدا را گویند. لقب اَشو، که با نام زردشت می آید، از همین ریشه است.wikijoo: اشون...

فرهنگ فارسی

نام ستاره ایست بهندی

گویش مازنی

دیشب

/ashoon/ دیشب

کلمات مرتبط

  • اشونت
  • اشوند
  • اشونه
  • اشونی
  • حصن اشونه
  • اشوندو
  • اشونو ایم موهلکرایس
  • اشونگ
  • فیلینگن اشونینگن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات