کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : اشول
تلفظ بین المللی :
/ˈaːʃval/
تلفظ :
['a:Sval]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
اشول روتلند
اشول هارتفوردشر
اشولنکفلد
اشولات نیوهمپشایر
اشولی
یواس ارسی اشولات
یواس اس اشولات
اپیا ادولف
صالح احول
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
اشول. [ اُ ] ( ع اِ ) لغت نبطی است بمعنی رسنها، بدان جهت که بدان می پیمایند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
لغت نبطی است بمعنی رستها بدان جهت که بدان می پیماند .
کلمات مرتبط
اشول روتلند
اشول هارتفوردشر
اشولنکفلد
اشولات نیوهمپشایر
اشولی
یواس ارسی اشولات
یواس اس اشولات
اپیا ادولف
صالح احول
نظرات