کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : اشوقه
تلفظ بین المللی :
/ˈaːʃvaq1ˌeː/
تلفظ :
['a:Svaq1,e:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
آذوقه
اشوره
اذوقه رسان
اذوقه رساندن
اذوقه رسانی
جای فروش اذوقه و نوشابه
اذوقه
ازوقه
اشوق
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
اشوقه. [ اُق َ ] ( اِخ ) شهر کوچکی است در اندلس. ( مراصد ). شهریست به اندلس. ( معجم البلدان ). و رجوع به اشونه شود.
فرهنگ فارسی
شهر کوچکی است در اندلس . شهریست به اندلس .
کلمات مرتبط
آذوقه
اشوره
اذوقه رسان
اذوقه رساندن
اذوقه رسانی
جای فروش اذوقه و نوشابه
اذوقه
ازوقه
اشوق
نظرات