Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اشورنده

تلفظ بین المللی : /ˈaːʃvarˌande/ تلفظ :‌ ['a:SvaR,ande]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • آشورنده
  • عمل اورنده
  • گرد اورنده
  • مژده اورنده
  • اقرار اورنده
  • بخشم اورنده
  • بدست اورنده
  • بهوش اورنده
  • بوجود اورنده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( آشورنده ) آشورنده. [ رَ دَ / دِ ] ( نف ) که بیاشورد.

فرهنگ عمید

( آشورنده ) برهم زننده، شوراننده.

فرهنگ فارسی

( آشورنده ) آنکه بیاشورد
که بیاشورد

کلمات مرتبط

  • آشورنده
  • عمل اورنده
  • گرد اورنده
  • مژده اورنده
  • اقرار اورنده
  • بخشم اورنده
  • بدست اورنده
  • بهوش اورنده
  • بوجود اورنده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات