Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اشوب

تلفظ بین المللی : /ˈaːʃvab/ تلفظ :‌ ['a:Svab]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • آشوب
  • اشوب طلبی
  • اشوب ناگهانی
  • اشوب و غوغا
  • اشوب انگیز
  • اشوب تر
  • اشوب طلب
  • اشوب گستر
  • آشوب انگیز
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

اشوب . [ اُ ] (معرب ، اِ) (از اسپانیولی ) باقیمانده ٔ نسوج کتان و کنف .- اُشوب القِنَّم ؛ باقیمانده ٔ نسوج شاهدانه ٔ هندی . بنگ .در برخی از لغت نامه ها این کلمه بصورتهای اُشْتُب ّ و اشطوپة و لشطوب نیز آمده است . (از دزی ج 1 ص 26). و رجوع به اشتب شود....

فرهنگ عمید

( آشوب ) ۱. بی نظمی.
۲. شلوغی، ازدحام.
۳. (اسم ) شوروغوغا.
۴. انقلاب، شورش.
۵. برهم خوردن اوضاع و شرایط.
۶. کثرت جمعیت، شلوغی، ازدحام.
۷. (بن مضارعِ آشوبیدن و آشفتن و آشوفتن ) = آشوبیدن
۸. آشوبنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): دل آشوب، شهرآشوب، لشکرآشوب.
۹. (اسم ) [قدیمی] آسیب.

فرهنگ معین

( آشوب ) ( اِ. ) ۱ - فتنه ، فساد. ۲ - مایة فتنه ، موجب فساد. ۳ - شور و غوغا. ۴ - هرج و مرج . ۵ - انقلاب ، شورش . ۶ - ازدحام .

دانشنامه آزاد فارسی

آشوب. آشوب (riot)شورش و بی نظمی بالقوه خشونت آمیز توده نامنظم یا گروهی از مردم که معمولاً به شیوه های مختلف مانند استفاده از گلوله های پلاستیکی، بسته های حاوی مواد بیهوش کننده، آب پاش، و گاز اشک آور کنترل می شود.wikijoo: آشوب...

فرهنگ فارسی

( آشوب ) ۱ - ( اسم ) فتنه فساد تباهی. ۲ - مای. فتنه موجب فساد. ۳ - هیاهو شور و غوغا. ۴ - خلل هرج و مرج . ۵ - انقلاب شورش . ۶ - ازدحام . ۷ - ( اسم ) در ترکیبات بمعنی آشوبنده آید : دل آشوب شهر آشوب لشکر آشوب . یا آشوب بودن دل . قی داشتن منشی گردا داشتن : دلم آشوب است .اختلاف فتنهفتنه، شوروغوغا، انقلاب، شورش، آشو هم گویندباقیمانده نسوج کتان و کنف باقیمانده نسوج شاهدانه هندی بنگ ....

دانشنامه عمومی

آشوب. آشوب به یکی از موارد زیر اشاره دارد:نظریه آشوب، نظریه ای دربارهٔ سیستم های آشوبناکآشوب (فیلم ۱۳۹۴) فیلمی از کاظم راست گفتارآشوب (مجموعه نمایش خانگی) سریالی به کارگردانی کاظم راست گفتارآشوب (فیلم ۱۹۸۵)، فیلمی از آکیرا کوروساواآشوب (فیلم ۲۰۰۰)، فیلمی ژاپنیآشوب (فیلم ۲۰۰۶)، فیلمی آمریکاییاسپلینتر سل تام کلنسی: نظریه آشوب، یک بازی رایانه ایآشوب ۱۹۵۲۱، نوزده هزار و پانصد و بیست و یکمین سیارک کش...

نقل قول

آشوب (فیلم ۱۹۸۵). آشوب (به انگلیسی: Ran) فیلمی حماسی از آکیرا کوروساوا که سال ۱۹۸۵ از روی نمایش نامه شاه لیر شکسپیر ساخته شد.
•
wikiquote: آشوب_(فیلم_۱۹۸۵)

مترادف و متضاد

alarm (اسم)هشدار، اخطار، آژیر، اعلام خطر، هراس، اعلان خطر، اگاهی از خطر، شیپور حاضر باش، اشوب، بیم و وحشت، ساعت زنگیturbulence (اسم)تلاطم، اشفتگی، اشوب، اغتشاش، گردنکشیdisturbance (اسم)پریشانی، ناراحتی، اشوب، تعرض، اختلال، مزاحمتalarum (اسم)هشدار، اخطار، هراس، اگاهی از خطر، شیپور حاضر باش، اشوب، بیم و وحشت، از خطر اگاهانیدنriot (اسم)غوغا، اشوب، داد و بیداد، یاغیگری، فتنه، بلوا، طغیان، شورشtumult (...

واژه نامه بختیاریکا

( آشوب ) اَو شو
( آشوب ) اوشوم بلیطک؛ اوشوو به گَلُو؛ اَوشُو؛ وا شو؛ آشو

فرهنگستان زبان و ادب

آشوب
{chaos} [فیزیک] تحول دینامیکی هر سامانه که رفتار نادوره ای (aperiodic ) آن به شدت به شرایط اولیه وابسته است

کلمات مرتبط

  • آشوب
  • اشوب طلبی
  • اشوب ناگهانی
  • اشوب و غوغا
  • اشوب انگیز
  • اشوب تر
  • اشوب طلب
  • اشوب گستر
  • آشوب انگیز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات