معانی کلمه : اشهر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. مشهورتر؛ معروفتر؛ نامدارتر.
۲. آشکارتر.
= شهر۲
〈 اشهر حج: ماههای شوال و ذیالقعده و نه روز یا ده روز از اول ذیالحجه که در آنها میتوان حج بهجا آورد.
〈 اشهِر حرام (حُرُم): ماههای حرامی که اسلام جنگ در طول آنها را حرام شمرده است.
فرهنگ معین
(اَ هَ ) [ ع . ] (ص تف . ) نامدارتر، شناخته شده تر.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع شهر ماهها شهور .
