Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اشناه

تلفظ بین المللی : /ˈaːʃnˈɑh/ تلفظ :‌ ['a:Sn'Ah]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • آشناه
  • دیر اشنا
  • اناهایم
  • اناهیتا
  • اناهیتا معبد
  • اناهیتا هنرکده
  • صورت اشنا
  • غرض اشنا
  • غریب اشنا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

اشناه . [ اَ ] (اِ) شنا. اشنا. اشناو. آشنا. اشناب :
از بحر ثنای تو به شکر نعم تو
ساحل نخُوهم یافت به زورق نه به اشناه .

سوزنی .


مخفف آشناه (شناور). لفظمذکور در سنسکریت آشنان است یعنی غسل و بدن شستن . (فرهنگ نظام ). رجوع به شناو و آشنا و اشناو و اشناب شود.
( آشناه ) آشناه. [ ش ْ / ش ِ ] ( اِ ) شناه. آشنا. شنا. سباحت : بزرگان بدان...

فرهنگ عمید

شنا؛ شناوری.

( آشناه ) شنا: بزرگان به دانش بیابند راه / ز دریا گذر نیست بی آشناه (فردوسی: ۵/۳۲۶ ).
شنا، شناوری.

فرهنگ معین

( آشناه ) ( ~. ) ( اِ. ) شنا، آشنا.

فرهنگ فارسی

( آشناه ) ( صفت ) ۱ - شناخته شناسنده مقابل بیگانه غریب نا آشنا . ۲- خویش قریب نزدیک . ۳- دوست یار . ۴ - موافق سازگار . ۵ - معرف معدل مزکی . ۶ - مطلع بامری عارف از کاری : آب آشنا .
شنا سباحت

کلمات مرتبط

  • آشناه
  • دیر اشنا
  • اناهایم
  • اناهیتا
  • اناهیتا معبد
  • اناهیتا هنرکده
  • صورت اشنا
  • غرض اشنا
  • غریب اشنا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات