Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اشناس

تلفظ بین المللی : /ˈaːʃnˈɑs/ تلفظ :‌ ['a:Sn'As]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنیفرهنگ اسم ها
  • آشناس
  • اشناس خادم
  • ابوجعفر اشناس
  • ابن اشناس ابوعلی حسن
  • ابن اشناس
  • ابن اشناس ابوعلی حسن بن محمد بزاز
  • اشناسازی
  • اشناسیدن
  • اشناسبس خارجی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنیفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

اشناس .[ اَ ] (اِخ ) نام غلام متوکل بود. (انساب سمعانی ).

اشناس . [ اَ ] (اِ) یا اشناس . بگفته ٔ ازهری نامی عجمی است . (تاج العروس ).

اشناس . [ اَ ] (اِخ ) موضعی است به کنار دریای فارس . (منتهی الارب ) (تاج العروس ).

اشناس . [ اَ ] (اِخ ) یا شناس . نام پدر احمدبن محمدبن اشن...

فرهنگ فارسی

شهری بحوالی جند از بلاد ماورائ النهر بود که الش ایدی آنرا فتح کرد .

گویش مازنی

۱آشنا ۲فامیل و خویشاوند

/eshnaas/ آشنا - فامیل و خویشاوند

فرهنگ اسم ها

اسم: آشناس (پسر) (فارسی) (تلفظ: āš(e)nās) (فارسی: آشناس) (انگلیسی: ashnas)
معنی: نام فرزند طهماسب، ( اَعلام ) نام فرزند طهماسب و پدر بزرگ گرشاسب

اسم: اشناس (پسر) (فارسی)
معنی: نام افشین و چند تن دیگر

کلمات مرتبط

  • آشناس
  • اشناس خادم
  • ابوجعفر اشناس
  • ابن اشناس ابوعلی حسن
  • ابن اشناس
  • ابن اشناس ابوعلی حسن بن محمد بزاز
  • اشناسازی
  • اشناسیدن
  • اشناسبس خارجی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات