اشعار. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ شِعر. نظمها. بیتها. (از فرهنگ نظام ). || ج ِ شَعر. (اقرب الموارد). رجوع به شِعر و شَعر شود.
شِعر#NAME?
آگاه کردن؛ آگاهی دادن؛ خبر دادن؛ آگاهانیدن.
〈 اشعار داشتن (کردن): (مصدر متعدی)
۱. خبر دادن؛ باخبر کردن؛ آگاه کردن.
۲. (مصدر لازم) آگاهی داشتن.
( ~.) [ ع . ] (اِ.) جِ شعر؛ موها.
( اَ ) [ ع . ] جِ شعر؛ چامه ها، شعرها.
( اِ ) [ ع . ] (مص م .) آگاه کردن ، خبر دادن .
اناشید.
آگاهانیدن، آموختن
ابراز، اظهار، اعلام، بیان
۱. ابراز، اظهار، اعلام، بیان
۲. آگاهانیدن، آموختن
سروده ها