معانی کلمه : اشترک
لغت نامه دهخدا
اشترک . [ اِت ِ رِ ] (اِ) بزبان مردم کرمان اشق . (ناظم الاطبا).
اشترک . [ اُ ت ُ رَ ] (اِخ ) (دره ٔ...) نام موضعی در جاده ٔ چالوس به کرج .
فرهنگ عمید
۱. شتر کوچک، شتربچه.
۲. خیزآب، موج دریا: روان شد سپاه پرآشوب سیل / در آن اشترک اشتران خیل خیل (هاتفی: لغت نامه: اشترک ).
۲. خیزآب، موج دریا: روان شد سپاه پرآشوب سیل / در آن اشترک اشتران خیل خیل (هاتفی: لغت نامه: اشترک ).
فرهنگ معین
(اُ تِ رَ ) (اِ مصغ . ) ۱ - شتر کوچک ، شتربچه . ۲ - خیزآب ، موج دریا.
فرهنگ فارسی
شترک:مصغراشترشترکوچک، شتربچه ، ونیزبه معنی خیز آب، موج دریا
( اسم ) اشتر کوچک شتربچه .
نام موضعی در جاده چالوس به کرج
( اسم ) اشتر کوچک شتربچه .
نام موضعی در جاده چالوس به کرج
دانشنامه عمومی
اشترک، روستایی از توابع بخش بهاباد شهرستان بافق در استان یزد ایران است.
این روستا در دهستان بنستان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۸۵ نفر (۲۲خانوار) بوده است.
این روستا در دهستان بنستان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۸۵ نفر (۲۲خانوار) بوده است.
wiki: اشترک
فرهنگستان زبان و ادب
{undular bore} [علوم جَوّ] آشفتگی پیشرو که ویژگی آن تغییر ناگهانی و نسبتاًً دائم ارتفاع فصل مشترک افقی شاره است
