کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه اشتردل | کلماتور
معانی کلمه : اشتردل
تلفظ بین المللی :
/ˈaːʃtardˌel/
تلفظ :
['a:StaRd,el]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
اشتردلی
اشتردار
اشتردرای
اشترلک
اشترالسوند
اشترداری
اشترمل
اخیم اشتادلر
اس ام اس اشترالزوند
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
اشتردل. [ اُ ت ُ دِ ] ( ص مرکب ) کینه دل و کنایه ازمردمی که این صفت داشته باشند. ( از برهان ) ( آنندراج ). کینه دل. ( انجمن آرای ناصری ). کینه دار : بهار آمد و جان حسود اشتردل بسبزه سرخنجررود بسوی کنام.ظهیر. || کنایه از مردم بیدل و نامرد و ترسنده. ( برهان ) ( هفت قلزم )( آنندراج ). خوفناک. ترسنده و نامرد. ( انجمن آرای ناصری ). غردل. ( مؤید الفضلاء ) ( شرفنامه منیری ). ترسناک. ترسو. جبان. شتردل. گ...
فرهنگ عمید
۱. بددل و ترسو.
۲. کینه دل، کینه جو.
فرهنگ معین
( ~. دِ ) (ص . ) ۱ - ترسو. ۲ - کینه توز.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - کینه دل اشترکین . ۲ - ترسنده جبان اشتر زهره .
کلمات مرتبط
اشتردلی
اشتردار
اشتردرای
اشترلک
اشترالسوند
اشترداری
اشترمل
اخیم اشتادلر
اس ام اس اشترالزوند
نظرات