معانی کلمه : اشبیلی
لغت نامه دهخدا
اشبیلی .[ اِ ] (ص نسبی ) منسوب است به اشبیلیه . (سمعانی ).
اشبیلی . [ اِ ] (اِخ ) احمدبن فرح . رجوع به ابن فرح و رجوع به معجم المطبوعات شود.
فرهنگ فارسی
محمد بن خیر بن عمر ابن خلیفه ابوبکر اموی مستوفی اشبیلی حافظ نحوی مقری .
