اشبه . [ اُ ب َ ] (ع اِ) اسم ذئب است . (منتهی الارب ). گرگ .
اشبه . [ اَ ش ِ ب َ ] (ع ص ) تأنیث اَشِب . درهم پیچیده (درختان ). || بهم درآمیخته (مردم ). || بسیار (اعداد). || بسیار درختان با هم و پیچیده (بلدة، قریة، روضة).