معانی کلمه : اشبره
لغت نامه دهخدا
( اشبرة ) اشبرة. [ ] ( اِخ )قریه ای است به سرقسطة. ( حلل السندسیة ج 2 ص 161 ).
اشبرة. [ ] (اِخ )قریه ای است به سرقسطة. (حلل السندسیة ج 2 ص 161).
فرهنگ فارسی
قریه ایست بسرقسطه

اشبرة. [ ] (اِخ )قریه ای است به سرقسطة. (حلل السندسیة ج 2 ص 161).