کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : اسی توس
تلفظ بین المللی :
/ˈesi tˈuːs/
تلفظ :
['esi t'u:s]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
توس نقره ای
قارچ تاقچه ای توس
اکسی توسین
سر خود را لحظه ای کوتاه نشان دادن بقصد اعلام و ابراز ندیدنش توسط حریف
اری توساکا
اس اس توسکانیا
اچ ام اس توسکانی
توسعه دهندگان ایکس دی ای
توسعه منطقه ای
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
اسیتوس. [ اُ ] ( اِخ ) نام پدر آدی مانت سردار کُرَنتی ها که با تمیستوکل مخالفت کرد. ( تاریخ ایران باستان تألیف پیرنیا ج 1 ص 791 ).
فرهنگ فارسی
نام پدر آدی مانت سردار کرنتی ها که با تمیستو کل مخالفت کرد .
کلمات مرتبط
توس نقره ای
قارچ تاقچه ای توس
اکسی توسین
سر خود را لحظه ای کوتاه نشان دادن بقصد اعلام و ابراز ندیدنش توسط حریف
اری توساکا
اس اس توسکانیا
اچ ام اس توسکانی
توسعه دهندگان ایکس دی ای
توسعه منطقه ای
نظرات