Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اسکندر عمون

تلفظ بین المللی : /eskˈandar ˈomuːn/ تلفظ :‌ [esk'andaR 'omu:n]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • اسکندر
  • اسکندر بزرگ
  • اسکندر ختلانی
  • اسکندر مؤمنی
  • اسکندر نجار
  • اسکندر شیخی
  • اسکندر افرودیسی
  • اسکندر افریدوسی
  • اسکندر اول
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

اسکندر عمون. [ اِ ک َ دَ ع َم ْ مو ] ( اِخ ) اسکندربن انطون عمون. عالم حقوق و ادب. مولد او دیرالقمر ( لبنان ) است و در مصر سکونت گزید و مناصب متعدد یافت و متولی وکالت محکمه ملی مصر، و سپس وکیل عدلیه گردید. و در عهد حکومت عربی دمشق بدانجا خوانده شد ( 1337 هَ. ق. ) و متولی وزارت دادگستری گردید و بدانجا بیمار شد و بقاهره بازگشت و هم بدانجا درگذشت ( 1338 ). او را مباحث بسیار و شعر است و از زبان فرانسه...

فرهنگ فارسی

اسکندر بن انطون عمون عالم حقوق و ادب و مولداو دیر القمر است .

کلمات مرتبط

  • اسکندر
  • اسکندر بزرگ
  • اسکندر ختلانی
  • اسکندر مؤمنی
  • اسکندر نجار
  • اسکندر شیخی
  • اسکندر افرودیسی
  • اسکندر افریدوسی
  • اسکندر اول
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات