کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : اسکندانی
تلفظ بین المللی :
/ˈaːskandˌɑni/
تلفظ :
['a:skand,Ani]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
صدیق اسکندانی غلامحسین
علی اکبر اسکندانی
موری اسکندانی
ابوالعباس احمد بن عمر انصاری اسکندانی مرسی
علی اسکندرانی
ایرن اسکندرانی
غار الاسکندرانی
پاپوس اسکندرانی
تیون اسکندرانی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
اسکندانی. [ اِ ک َ ] ( اِ ) قسمی سنگ شفاف که از آن نگین و گوشوار و مانند آن کنند.
فرهنگ عمید
از مردم اسکندان.
کلمات مرتبط
صدیق اسکندانی غلامحسین
علی اکبر اسکندانی
موری اسکندانی
ابوالعباس احمد بن عمر انصاری اسکندانی مرسی
علی اسکندرانی
ایرن اسکندرانی
غار الاسکندرانی
پاپوس اسکندرانی
تیون اسکندرانی
نظرات