Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اسپی کلاجی

تلفظ بین المللی : /ˈaːspi kalˈɑdʒi/ تلفظ :‌ ['a:spi kal'AdZi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سقانفار اسپی کلای کریم کلا
  • اسپی
  • اسپی جن
  • اسپی دره
  • اسپی رود
  • اسپی روز
  • اسپی زمین
  • اسپی پنبه
  • اسپی چنک
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

اسپی کلاجی. [ اِ ک َ ] ( اِخ ) یکی از قصبه های حوالی بارفروش و مشهدسر و فرح آباد. ( سفرنامه مازندران و استراباد رابینو ص 119 بخش انگلیسی ).

فرهنگ فارسی

از قصبه های حوالی بار فروش و مشهد

کلمات مرتبط

  • سقانفار اسپی کلای کریم کلا
  • اسپی
  • اسپی جن
  • اسپی دره
  • اسپی رود
  • اسپی روز
  • اسپی زمین
  • اسپی پنبه
  • اسپی چنک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات