Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اسپلی

تلفظ بین المللی : /ˈaːspalˌi/ تلفظ :‌ ['a:spal,i]
لغت نامه دهخداگویش مازنی
  • اسپلی هیث
  • اسپلی گیس
  • درخت اسپلی
  • اسپلیت
  • ارون اسپلینگ
  • اسپلیت 12512
  • اسپلیت راک نیویورک
  • اسپلیتر
  • اسپلیش اسپلش
لغت نامه دهخداگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

اسپلی. [ ] ( اِ ) بلغت تنکابن اسم جرّی است. ( تحفه حکیم مؤمن ) ( فهرست مخزن الادویه ).

گویش مازنی

۱اسپله ۲ماهی درشت اندام خزری با سر بزرگ

۱خرمگس ۲مگس خونخوار کوهستانی البرز مرطوب

/espeli/ خرمگس - مگس خونخوار کوهستانی البرز مرطوب & اسپله - ماهی درشت اندام خزری با سر بزرگ

کلمات مرتبط

  • اسپلی هیث
  • اسپلی گیس
  • درخت اسپلی
  • اسپلیت
  • ارون اسپلینگ
  • اسپلیت 12512
  • اسپلیت راک نیویورک
  • اسپلیتر
  • اسپلیش اسپلش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات