معانی کلمه : اسواران
لغت نامه دهخدا
اسواران . [ ] (اِ خ )موضعی در مغرب فولادنجه (ساحل جنوب شرقی بحر خزر).
فرهنگ عمید
واحدی از سواره نظام.
فرهنگ معین
( اَ ) (اِ. ) ۱ - جِ اسوار، برندگان اسب ، فارسان . مق پیادگان . ۲ - سپاهیان سواره (در زمان ساسانیان ).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
۱ - جمع اسوار برندگان اسب فارسان مقابل پیادگان . ۲ - در روزگار ساسانیان سپاهیان سواره . ۳ - واحدی از سواره نظام .
موضعی در مغرب فولاد نجه
موضعی در مغرب فولاد نجه
